دریافت بوک تجربه‌های نزدیک به مرگ شگفت‌انگیز


معرفی بوک تجربه‌های نزدیک به مرگ شگفت‌انگیز


بوک تجربه‌های نزدیک به مرگ شگفت‌انگیز به قلم علی مهدوی، مجموعه‌ای از اتفاقات و تجربه‌های نزدیک به مرگ است که خواندن آن، بینشی نوین از جهان هستی و مفهوم خلقت را برای ما نمایان می‌کند.


در بخشی از بوک تجربه‌های نزدیک به مرگ شگفت‌انگیز می‌خوانیم:


به خاطر زمینه و تربیت مذهبی که داشتم، انتظار داشتم که خدا را به صورت مردی با لباس سفید و روی یک تخت طلایی ببینم. با مردن من تمام احساساتم متوقف شدند و تاریکی من را فرا گرفت. احساس کردم که از پشت، در حال سقوط در تاریکی هستم در حالی که نسیم ملایم و خنکی بر من می‌وزید. احساس کردم که چرخیدم و نقطه نورانی در آن تاریکی پدیدار گشت. من از مجرای آن نور از تاریکی بیرون آمدم و خود را در گوشه و بالای اتاق بیمارستان یافتم در حالی که به بدنم روی تخت نگاه می‌کردم. دیدن بدنم و آگاهی به این‌که مرده‌ام من را اصلا مشوش نکرد. برعکس، من در حالت خلسه و نشاط و آرامش کامل به سر می‌بردم. هیچ دردی یا نیاز و خواسته‌ای نداشتم و احساس می‌کردم در منزل و وطنم هستم. احساس کردم که وجودی در پشت سر من حضور دارد و شروع به مکالمه با او نمودم. این مکالمه ورای سخن گفتن و یا حتی تله‌پاتی بود. این طور نبود که من کلمات او را در ذهنم بشنوم و آن‌ها را تبدیل به فکر کنم، بلکه مکالمه ما انتقال آنی آگاهی بود، آگاهی به همان چیزی که طرف مقابل به آن آگاه است.


من هیچ علاقه‌ای به پرسیدن سؤالی یا دیدن چیزی نداشتم زیرا در آرامش و رضایت مطلق بودم. در آن‌جا بود که فهمیدم که باید به دنیا بازگردم و با این فهم برای اولین بار خواسته‌ای در من به وجود آمد، این خواسته که در آن‌جا باقی بمانم و بدانم که چرا باید بازگردم. در آن موقع دیوار اتاق بیمارستان برای من شفاف شده و به من چیزی نشان داده شد که مانند یک رودخانه سیال بود. رنگ جریان آن نقره‌ای و کمی درخشنده بود. قطرات یا ذرات آن هر یک رنگ متفاوتی داشتند ولی همه با هم یک جریان را تشکیل داده و چیزی واحد بودند. این به هیچ وجه یک رودخانه یا آب نبود ولی این بهترین مثالی است که می‌توانم برای توصیف آن‌چه که دیدم و با کلمات نمی‌توان شرحش داد بزنم. من ادراک کردم که قطرات این جریان سیال تجربه‌های تمام کسانی هستند که تا به حال زیسته‌اند. این تجربه‌ها به صورت مجزای از یکدیگر وجود داشتند ولی با این حال متعلق به من بودند. (کل) مجموع تمام این آگاهی‌ها و تجربه‌ها بود. من درک کردم که فردیت مجزایی وجود ندارد و تنها یکتایی و یکی بودن است.

کلمات کلیدی: علوم ماوراءالطبیعه، علوم ماورا، مرگ، روح، دنیای بعد از مرگ، پس از مرگ به کجا میرویم، مرگ و عالم پس از مرگ، لحظه مرگ، تعریف مرگ، مرگ چیست، مرگ انسان، لحظه مرگ چگونه است، زندگی پس از مرگ، دریافت بوک مرگ، دریافت بوک اسرار عالم مرگ و برزخ، دریافت بوک مذهبی، اسرار عالم مرگ و برزخ، بوک درباره مرگ، روح بعد از مرگ کجا میرود، عالم پس از مرگ، تحقیق زندگی پس از مرگ، عالم بعد از مرگ، جهان شناسی،