دریافت بوک رمان سیاوش



داشتم با خودم کلنجار میرفتم عادت نداشتم مدت زیادی از هفته رو توی خونه بگذرونم. درسم تمام شده بود و فارق التحصیل شدم، مدتی میشد از شرکت بابام بیرون اومده بودم. خودم رو با مرتب کردن قفسات بوکخونه اتاقم سرگرم می کردم. یک بوکخونه سه طبقه گوشه اتاقم داشتم و شبها قبل از خواب بوک میخوندم و این عادت هرشبم بود. خانوادم برای چندروز امروز صبح به طرف شمال راه افتادن، من که دل و دماغ رفتن نداشتم تصمیم گرفتم بمونم و از تنهایی استفاده کنم. پنجره اتاقم رو باز کردم تا هوای تازه بیاد یک پارک رو بروی خونمون بود که درختای سبز و چندتا سرسره و تاب داشت که بچه ها گاهی از راه مدرسه میومدن و بازی میکردن….

کلمات کلیدی: دریافت رمان ماجراجویی، دریافت رمان عاشقانه، رمان عاشقانه، دریافت بوک سیاوش، دریافت رمان سیاوش، دریافت رمان درام

دریافت بوک رمان سیاوشاین بوک را از طریق ایمیل به دوستان خود معرفی کرده و به آنها هدیه کنید.