دریافت بوک نمایشنامه کمدی عبدی و ننه هاجر


معرفی بوک نمایشنامه کمدی عبدی و ننه هاجر


بوک نمایشنامه کمدی عبدی و ننه هاجر به قلم حدیث سیرجانیان به رشته‌ی تحریر درآمده است.


در بخشی از بوک نمایشنامه کمدی عبدی و ننه هاجر می‌خوانید:


ـ عبدی: خب خودت گفتی با یه پا منم که بچه حرف گوش کنیم گوش کردم

ـ ننه هاجر: برو سریع بیرون نبینمت اروم شم…هوف مغزمو خورد (درحال کشیدن قلیون به قاب عکس مرحوم شوهرش نگاه میکنه)

ـ :اه اقا میرزا کجایی یادگاریت داره داماد میشه نره‌غولی شده واسه خودش اق میرزا شوهر قشنگم بی‌تو با خاطره‌هایت چه کنم اه عزیزم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی‌ من تو بی من کجایییی اهههههه خدایا…خیلی خب تا عبدی نیومده یه دلی از عزا در بیارم (به سمت کمد میره و قابلمه چلوکبابی که قایم کرده برمیداره و مشغول غذا خوردن میشه)

(عبدی و طناز وارد می‌شوند)

ـ عبدی: اه ببخشید طناز خانم حواسم به شما نبود به شما معرفی میکنم رفیق بی کلک مادرم…مادرم طناز خانم…اه ننههههه تک خوری کردی باز ـ(به سمت دیگ می‌دود)

ـ طناز: بی‌شخصیت مونگول… . . اه وا سلام هاجر خانم احوال‌تون چطوره؟

ـ ننه هاجر: سلام دختر خوش‌اومدی مگه میشه تورو دید و خوب نباشم نوم خدا نوم خدا بفرما بشین

ـ عبدی: اره والا نون خدا نوممم خدا ماشاالله…اه چیزه میگه طناز خانم چی میل دارید بیارم بلوپونید؟؟؟

ـ طناز : چییییی؟ با من بودی؟

– عبدی: نههه با ننم بودم چی سرو میکنید بانو؟

– طناز: اییییش چندش

ـ ننه هاجر: عبدی سریع سفره پهن کنه دختره مردم ضعف میکنه

ـ عبدی: الهییییی ضعفم میکنه

ـ طناز: خاله جون زحمت نکش من باید برم خونه منتظرم هستن

ـ عبدی: طناز خانم عجله نکن عجله کار بچه شیطونه

(عبدی سفر میندازه و همه غذاها جلوی طناز میزاره)

ـ عبدی: بفرمایید چیزیم کم بود بگیدا تعارف نکنید میگم ننم درست کنه واستون

ـ ننه هاجر: بدبخته زن ندیده (با چشم غره نگاه می‌کند و ظرف غذا به سمت خود می‌کشد)

کلمات کلیدی: نمایش کمدی، نمایش کوتاه کمدی، دریافت نمایشنامه کوتاه pdf، دریافت نمایشنامه کمدی ایرانی، دریافت نمایشنامه تئاتر، نمایشنامه، نمایش نامه، نمایشنامه ایرانی، دریافت نمایشنامه، نمایشنامه کمدی، دریافت نمایش نامه کمدی، دریافت نمایشنامه ایرانی، نمایش کوتاه، نمایش نامه کوتاه،